عبدالله مستوفى

482

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

حركت مىكند و سالهائيكه سن بورامين نميريزد ، همان سالهاست كه باد و نسيمى در حين حركت نيست كه در اين سالها از بالاى آسمان ورامين ميگذرند و از آنها چيزى بورامين نميريزد و اين قسمت اخير هم قول اهالى است كه در اين باب من تحقيقى نكرده‌ام . بعد از رفتن پدر و مادرها تخم‌ها بعد از رفتن پدر و مادر كم‌كم از شفافى افتاده رنگ آنها تيره مىشود و بعد از چند روز بجوجه‌هاى بسيار ريزى مبدل ميگردد كه از بوى علف گندم و جو و احيانا از شبنم روى برگ غله ، تغذيه مينمايند . ضمنا از پاى بوته‌هاى گندم و جو كه بعد از افتادن شاه نىهائى كه پدر و مادرها ساقهء آنها را مكيده و آنها را سر كرده‌اند ، شاخه‌هاى زيادى زده و باصطلاح نچ ميكنند و از هريك از اين ساقه‌هاى فرعى هم نى بوجود آمده و از يك ريشه شايد پنج شش و بيشتر و كمتر نى كه هر يك‌يك سنبل دارد پيدا ميشوند . جوجه سن‌ها شبها كه هوا خنك است و همچنين از يكى دو ساعت به ظهر مانده تا سه چهار ساعت بعد از ظهر كه تابش آفتاب زيادتر است ، پشت برگهاى پائين شاخه‌هاى گندم پنهان ميشوند كه از سرما و گرما ايمن باشند . عصرها و صبحها كه هوا ملايم است ، روى سنبلهاى گندم و جو مىنشينند و بقدرى زيادند كه روى سنبلها را ميپوشانند در اين موقع بال و پرى ندارند ، رنگ آنها نخودى تيره و از حيث قطر و قواره به قدر ماش و در اواخر به قدر لپه و بزرگتر از لپه ميشوند ، ولى هيچ خسارت و زحمتى بسنبلها و دانه‌ها وارد نميآورند . هر قدر سنبلها برومند و درشت‌تر ميشوند ، اينها هم بزرگتر ميشوند ، تا موقعى كه گندم و جو شروع بدانه‌بندى مىكند ، اينوقت است كه نيش يا خرطوم آنها بلند شده و بقول محلىها خوراكى ( خورنده ) ميشوند و در ظرف يكى دو سه ساعت با خرطومهاى خود شيرهء دانه‌ها را مكيده پوستى از آن باقى ميگذارند . بعضى از سالها سن‌ها ديرتر از گندمها ميرسند يا بقول ورامينىها ديرتر خوراكى ميشوند و اين در مواقعى است كه پدر و مادرها در سيزدهء دوم و سوم بمزارع ريخته باشند ، در اين سالها دندانشان بجو بند نميشود زيرا اين غله زودتر ميرسد و فقط گندم مورد چراى آنها واقع مىشود . در اين سالها جوجه سن‌ها با خرطومهاى خود رطوبتى بر دانهء گندم وارد كرده ، آرد آن را مايع ميكنند و بعد ميمكند . بعض از سالها كه در سيزدهء سوم آمده باشند ، فقط سر دانهء گندمها را به قدر يك ربع يا يك ثلث خالى ميكنند و مابقى سالم ميماند . از اين جهت است كه ميگويند اگر سن سيزدهء قبل از عيد بيايد ، تمام حاصل را فاسد مىكند و اگر در سيزدهء اول بعد از عيد بيايد دو ثلث و اگر در سيزدهء دوم بعد از عيد بيايد فقط يك ثلث حاصل را فاسد خواهد كرد . باز هم اهالى ميگويند كه مادرها و پدرها هم در موقعى كه بچه‌ها « خوراكى » ميشوند ، برميگردند و با بچه‌ها در خوردن شيرهء گندم و جو شركت ميكنند و بچه‌ها را